باز هم غمی دیگر ،غمی که انگار سخت تر از غم های دیگر فراموش شدنی است .
یک بار دیگر غمی بزرگ بر فراز جامعه مطبوعاتی کشور سایه انداخته است . غمی که به این راحتی تمومی ندارد.انگار امسال جامعه مطبوعاتی را غم و مرگ فرا گرفته است .امیدوارم دیگر از این به بعد خیر باشد هر چی پیش می آید .
نمی دونم هنوز باورم نمی شود که او رفته است کسی که پر بود از تواضع و فروتنی
باز هم مرگ باز هم جدا شدن از یک انسان پاک و مهربون ، انسانی که همیشه حلال مشکلات بود و همیشه مشاور خوبی برای همه بود ، همیشه وکیل مدافع خبرنگاران بود و اگر کسی مشکلی براش پیش می اومد تا اون مشکل برایش حل نمی کرد دست بردار نبود.
خوش برخورد و با معرفت بود .
احمد بورقانی نمونه یک انسان کامل و دوست داشتنی بود .
دیشب که حنیف اس ام اس زد باورم نمی شد تا نیم ساعت منگ و شوکه بودم جرات نیم کردم تماس بگیرم تا مطمئن شوم. فکر می کردم که خواب هست همش .
ولی وقتی دیشب وارد منزل قدیمی ولی با صفای اون شدم و از دم درب چهره به چهره آدم های آشنا دیدم که برای تسلای دل سهام عزیز و خانواده به آنجا آمده بودند و همه گریان و غمگین بودند تازه عمق فاجعه را بر جامعه مطبوعاتی درک کردم و بغض چندین ساعته ام شکست .
آری به قول علی عزیز جامعه مطبوعاتی و روزنامه نگاران همگی یتیم شدند و همه واقفا که چه گوهری رو از دست دادند.
دیشب همه بودند همه از صنف های مختلف ، اهالی مطبوعات ، شورای مرکزی جبهه مشارکت، اهالی فرهنگ .
من این مصیبت را به همه عزیزان مطبوعاتی بویژه سهام عزیز تسلیت گفته و از خداوند منان برای بازماندگان صبر مسئلت دارم .
|
+| نوشته شده توسط
احسان & سارا در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386
|